به نظر میرسد با آشکار شدن نقاط ضعف اساسی رژیم اسلامی,نظام بین الملل برای فشار بر این رژیم گزینه های محتمل بیشتری پیش روی خود میبیند. درگیری های اخیر در تهران و دیگر شهر های کشور بر سر مسئله ی سهمیه بندی بنزین,نمونه ی بارز یکی از این نقاط ضعف اساسی رژیم بود.
حیاتی بودن مسئله ی بنزین برای مردم ساکن ایران خصوصا ساکن در تهران بسیار ملموس تر است.ما به عنوان پایتخت نشینان شاهد کم شدن تراکم اتوموبیل ها در سطح شهر هستیم. مسئله ی اساسی نا توانی مالی اکثر مردن در تقبل قیمت آزاد بنزین است. این امر شرایط را خصوصا در تهران وخیم میکند. خوشبختانه یا بدبختانه تکنوکرات های تحت استخدام جمهوری اسلامی از درایت کافی برخوردار نیستند و لزوم سنخیت میان مسافت ها و میزان سهمیه را حس نکرده اند,همین امر موجب خواهد شد که به زودی زندگی اقتصادی و اجتماعی در کلان شهر وسیع تهران مختل شود.
باری,در چند روز اخیر شاهد آن هستیم که زمزمه هایی که در کنگره ی آمریکا مبنی بر سنجش تاثیر گذاری تحریم بنزین بر دولت تهران به گوش میرسید به صدا هایی رسا تبدیل شده که مشوق این تحریم هاست. احتمال آن میرود که دولت آمریکا گزینه ی تحریم سوختی را هم به عنوان یکی از گزینه های پیش رو مد نظر داشته باشد,اگر چه به زعم احمد زید آبادی,مفسر بی بی سی بخش فارسی,دولت آمریکا و دیگر اعضای گروه 1+5 همواره تلاش کرده اند با تحریم ها و قطعنامه های مورد نظر خود دولت ایران را هدف بگیرند و تحریم ها را به گونه ای طراحی کنند که کمترین تاثیر را بر زندگی روزمره ی مردم داشته باشد,با این حال احتمال سوختی شدن تحریم ها وجود دارد.اما به چه دلیل؟
مسئله ی اصلی ای که نظام بین الملل را میترساند,وقوع یک جنگ جدید در حاشیه ی خلیج فارس است. به همین دلیل شاهد آن هستیم که هر گاه روزنامه ای از ادعای مقامات دولتی آمریکا مبنی بر قریب الوقوع بودن آغاز جنگ با ایران سخنی به میان می آورد,کاخ سفید و پنتاگون شتاب زده در پی تکذیب آن بر میآیند. مسئله اصلی در مورد اقدام نظامی این است که برای چنین اقدامی باز هم آمریکا باید محور تلاش های متحدین بین المللی باشد. این در حالی است که جنگ کهنه ی عراق علاوه بر بار مالی هنگفتی که بر دوش دولتمردان آمریکایی نهاده,افکار عمومی را نیز بر ضد اقدامات جنگ طلبانه ی آمریکا شورانده. طولانی شدن جنگ در عراق را چه نتیجه ی اعمال رژیم تهران بدانیم و چه ندانیم,یک پیروزی بزرگ برای ملا های حاکم محسوب میشود. از سوی دیگر,جنگ با ایران پهناور بسیار مشکل تر است,از این رو برخی مقامات از احتمال حملات موشکی و بکار نبردن نیرو های مسلح انسانی برای تصرف ایران سخن گفته اند. اما این امر نیز عقلانی نیست و گروه های تحقیقاتی همچون آکسفورد ریسرچ گروپ به اشتباه بودن آن اشاره کرده اند. چنانچه متحدین بین المللی دست به چنین اقدامی بزنند,رهبران رادیکال تهران فرصت خواهند یافت تا یک جنگ ایدئولوژیک را نه فقط در خاورمیانه بلکه در کل جهان و خصوصا در اروپا با جمعیت زیاد مسلمانان آغاز کنند. رهبران تهران بار ها اعلام کرده اند که در در صورت حمله ی نظامی به ایران,منافع تمام کشور های دخیل در این حملات خصوصا آمریکا در جای جای جهان به خطر خواهد افتاد. به شخصه معتقد ام باید احتمال چنین عکس العمل هایی را از سوی تهران داشت,جنگ تابستان سال گذشته ی حزب الله لبنان با اسرائیل نمونه ی خوبی از نفوذ تدارکاتی ایران در منطقه است. یک جنگ با ایران تنها در صورتی قابل پذیرش است که به طور حتم موجب سقوط رژیم اسلامی شود.
پس اینک میبینیم که برای آمریکا و متحدانش آنگونه که برخی ادعا میکنند,فشار آمدن بر مردم خط قرمز نیست,بلکه اگر بتوانیم وجود خط قرمزی را بپذیریم,که به شخصه در این مورد هم شک دارم,این خط قرمز آغاز یک جنگ تمام عیار با ایران است.
حال بیایید سناریو ی دومی نیز با محوریت ایران طرح کنیم. ممکن است براستی آمریکا برای تحریم سوختی ایران چندان جدیتی به خرج ندهد,آیا دولت ایران قادر خواهد بود با فشار های مالی جدیدی که بر دوشش خواهد افتاد مشکل تامین سوخت و دیگر مشکلات خود را حل کند؟ضعف پالایشگاه های ایران تنها یکی از ضعف های کنونی نظام تولیدی اقتصاد ایران است. سیاست شکست خورده ی دولت جمهوری اسلامی در مدیریت اقتصادی کشور,موجب شده که امروز به عنوان یکی از اصلی ترین دست آورد های انقلاب اسلامی,نظام اقتصادی ایران در تامین ما یحتاج مردم خود براستی ناتوان باشد. ایران در طول این سال ها نه تنها نتوانسته استقلال خود را با تولید کالا های اساسی تامین کند,بلکه حتی با از دست دادن پتانسیل های تولید سرانه ی خود در مورد کالا های اساسی,هر روز به واردات این کالا ها وابسته تر شده است. در این شرایط و با توجه به اینکه دولت ایران ماهیتی رانتیر داشته و بیشترین بار مالی در واردات را بر دوش دارد,به احتمال زیاد با بسط یافتن تحریم ها خصوصا در مورد سازمان های پولی و مالی دولت ایران,امکانات مالی برای واردات کالاها اساسی همچون بنزین هر روز کمتر میشود و حتی اگر تحریم ها مستقیما ماهیتی سوختی به خود نگیرند,خیلی زود شاهد بروز مشکلات منبعث از کمیابی در جامعه خواهیم بود.
در انتها,باید اذعان نمود که رژیم در شرایط برگشت ناپذیری قرار گرفته و نتیجه ی قطعی بازی خطر ناکی که آغاز شده,تضعیف ناگهانی و شدید قدرت داخلی و خارجی جمهوری اسلامی خواهد بود. دیر یا زود,رژیم جام زهر پذیرش قطعنامه های شورای امنیت را سر خواهد کشید و عملیات غنی سازی خود را تعلیق خواهد نمود,این امر برش سیاسی و مقبولیت رژیم را نزد اقلیت حامی آن از میان خواهد برد,از سوی دیگر تنفر اکثریت مردم از رژیم همچنان شدت خواهد گرفت و در صحنه ی بین المللی نیز جمهوری اسلامی به یک حکومت منزوی,قانون گریز,هیجان محور و منفور بدل خواهد شد که توان تصمیم سازی های پایدار و منطقی را ندارد. این روند,بی شک به گسترش سرطان در بدن یک بیمار شبیه است که عاقبت آنرا از پا در خواهد آورد.
با درود های بیکران به همه ی ایرانیان آزاده
دانشجویان سوسیال دموکرات ایران(ISDS)